خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





نگاهی بر علل ناکارآمدی نظام آموزشی

    اگر.چه نظام آموزشی در ایران از لحاظ کمی در حد قابل قبولی است ، اما از جهت کیفی مناسب نبوده و نمی توان آن را پذیرفت . البته باید گفت این افت کیفی محصول سالیان متمادی است و تنها حاصل عملکرد زمان حال نمی باشد . تحول آموزشی ایران و ژاپن در یک زمان آغاز شده است در حالی که از لحاظ پیشرفت تفاوت فاحشی بین این دو وجود دارد

    حمد باقر رحیمی *: برای یک جامعه توسعه یافته شاخص های بسیاری وجود دارد ، اما به نظر می رسد شاخصه ی اساسی چنین جامعه ای داشتن یک نظام آموزشی متعالی است . با وجود چنین نظام آموزشی ای ابعاد دیگری چون اقتصاد و سیاست نیز در تعالی قرار خواهند گرفت . اگرچه این سخن به معنای جدایی این ابعاد سه گانه نبوده و نیز به معنای کهتری ابعاد اقتصاد و سیاست نمی باشد ، اما در عین حال به معنای زیر بنا بودن آموزش و فرهنگ جامعه است. 

     

    به طور کلی می توان گفت اگرچه نظام آموزشی در ایران از لحاظ کمی در حد قابل قبولی است ، اما از جهت کیفی مناسب نبوده و نمی توان آن را پذیرفت . البته باید گفت این افت کیفی محصول سالیان متمادی است و تنها حاصل عملکرد زمان حال نمی باشد . تحول آموزشی ایران و ژاپن در یک زمان آغاز شده است در حالی که از لحاظ پیشرفت تفاوت فاحشی بین این دو وجود دارد. حال در این مقاله به برخی از علل نبود کیفیت و در نتیجه ناکارآمدی نظام آموزشی پرداخته می شود باشد که به رفع آنها اقدام شده و در نهایت به وضعیت مطلوب برسیم . در واقع اگر تحولی بنیادی در نظام آموزشی به وجود نیاید در یک تا دو دهه آینده جامعه با بحرانی عظیم رو برو خواهد گردید.وتا آموزش و پرورش اولویت نخست دولت مردان و مردم قرار نگیرد به این مقصود نخواهیم رسید.

    کمبودانگیزش و گزینش نامناسب معلم

    بین انگیزش معلمان و چگونگی گزینش آنان همبستگی وثیقی وجود دارد . با وجود درآمد و مزایای مناسب از طرفی و عدم جایگاه شایسته اجتماعی از طرف دیگر ، به طور عمده کسانی برای ورود به حرفه ی معلمی اقدام می کنند که از توانایی های بالایی برخوردار نیستند ، در واقع این افراد به مشاغل پردرآمد که دارای پرستیژ اجتماعی هستند ، دست نیافته اند لذا به ناچار قدم در عرصه ی تعلیم و تربیت گذاشته اند .

     

    بنابراین اوصاف و به عللی که گفته شد گزینش معلمان به شایستگی صورت نمی پذیرد . به این سبب کسانی که اشتغال به کار آموزشی دارند از انگیزه کار برخوردار نیستند . با توجه عدم رغبت افراد توانمندتر نسبت به کسب حرفه ی معلمی مسئولان این وزارت خانه نیز نمی توانند در گزینش معلمان از ملاک های استاندارد استفاده کنند . زیرا وزارت خانه ای چون آموزش و پرورش توانایی حفظ جایگاه مالی و اجتماعی آنان را ندارد .

     

    نبود یا کمبود انگیزه تنها محدود به ورود افراد به نظام آموزشی نمی باشد ، بلکه کسانی نیز ورود پیدا کرده و اشتغال به کار دارند نیز از کمبود انگیزه برخوردارند . جدای از علل گفته شده ، نبود تفاوت جدی بین معلم کارآمد و معلم غیر کارآمد ( یا به سخن دیگر عدم یکسانی نیک و بد ) عاملی اساسی در از بین بردن انگیزه حرفه ای است . به طور کلی نظام ارزشیابی معلمان به گونه ای است که با کمترین پاداش برای پیش روندگان و تلاشگران و تنبیه برای سهل انگاران در کار آموزشی است .

     

    یکی از نتایج عدم انگیزه کافی معلمان و کم تلاشی برخی از ایشان ، هجوم دانش آموزان به کلاس های تقویتی و کنکوری در خارج از مدارس است . به جرأت می توان گفت بیش از پنجاه درصد دانش آموزان از کلاس های تقویتی استفاده می کنند(و به همین صورت کتب غیر درسی) . در همین حدود و بلکه بیشتر نیز به جای قبولی در ماه خرداد در شهریور قبول می شوند . در واقع باید گفت افت تحصیلی در حد بالایی است به ویژه این افت در پایه اول دوره دوم متوسطه خود را نشان می دهد . جدای از اینکه افت کیفی حقیقی در آمار و ارقام نمی آید .

     

    عدم ملاک مناسب برای گذار از دوره ها

     

    آنچه در گذشته مجوزی برای ورود به دوره های بالاتر می شد ، امتحانات نهایی در مقاطع پنجم ابتدایی ، سوم راهنمایی و سال اخذ دیپلم بود . این آزمون های نهایی چنان سخت گیرانه بود ک بسیاری از دانش آموزان برای رفتن به دوره ی بالاتر با دشواری شدید همراه بودند . روندی که به همراه خود اضطراب شدید نیز داشت . در حال حاضر به عکس ،و به صورت افراطی برای ارتقاء به مراحل بالاتر یک صافی منطقی وجود ندارد . غربالگری انجام نمی شود و یا باید گفت غربال طوری ساخته شده است که همه ی دانش آموزان از آن عبور می کنند ، بدون اینکه تفاوتی بین آنها قراردهد . اهل درس و غیر آن همگی به راحتی به مراحل بالاتر صعود می کنند ، درحالیکه بسیاری از آنها آمادگی کافی برای مرحله تازه را ندارند .

     

    بخشی از علل افت تحصیلی پیدا و پنهان دانش آموزان به این مسئله برمی گردد . به طور ویژه گذر از پایه سوم راهنمایی ( سوم متوسطه اول ) به متوسطه دوم باعث افت شدید دانش آموزان پایه اول این دوره شده است .حساسیت این پایه از آنجاست که انتخاب رشته تحصیلی و در واقع آینده شغلی و زندگی آنان به این سال وابسته است . افت تحصیلی پایه اول دوره دوم متوسطه به شدت در عملکرد بعدی دانش آموزان آثار مخربی به همراه آورده است . یکی از راه حل های این مسئله انجام تغییر رشته در پایه سوم راهنمایی به جای پایه اول دوره متوسطه می باشد . روی هم رفته بدون وجود آزمون هایی مناسب ، سهل گیری افراطی ، برای گذر از دوره ای به دوره ی دیگر با افت تحصیلی یا به سخن دیگر بیسوادی و یا کم سوادی فرزندان این مرز و بوم روبرو خواهیم بود ؛ آنچه که در حال حاضر در حال روی دادن است .

     

    تبعیض در نظام آموزشی

     

    وجود مدارس مختلف در کنار مدارس عادی دولتی علاوه بر اینکه نابرابری آموزشی را پی افکنده است و ناکار آمدی نظام آموزشی را نیز افزون کرده است . وجود مدارس ویژه هم چنان در حال افزایش می باشد ، مدارسی چون نمونه مردمی ، نمونه دولتی ، غیر انتفاعی ، شاهد ، وابسته به دانشگاه و حتی تیزهوشان . دانش آموزان توانمند تر و معدل بالاتر ( و به طور معمول درآمد بالاتر ) جذب این مدارس می شوند ، در حالیکه عمده دانش آموزان متوسط و ضعیف در مدارس دولتی مجبور به ادامه تحصیل می گردند .

     

    با این وضعیت چه اتفاقی می افتد ؟ جدای دور شدن از عدالت اجتماعی، در بین دانش آموزان مدارس دولتی حس رقابت درسی از بین خواهد رفت . زیرا ترکیب کلاسی آنها یکنواخت است ، یعنی افرادی با توانایی متوسط رو به ضعیف ، بنابراین افت تحصیلی در بین ایشان بیشتر رخ می دهد . و به عکس در مدارس خاص همه با وجود معدل های بالا با هم رقابت پیدا می کنند و به گونه ای مثبت یا منفی از هم پیشی می گیرند . حتی می توان گفت در مدارس دولتی نسبت به مدارس خاص اختلالات رفتاری و اخلاقی بیشتری به وجود می آید .

     

    آن هنگام که مدارس خاص الگو نشده بودند ، وضعیت تحصیلی بسیار بهتری برقرار بود . زیرا گونه های مختلف دانش آموزان از لحاظ درسی و اخلاقی با سطوح عالی ، متوسط و ضعیف در مجموعه یک کلاس در کنار هم قرار می گرفتند . این اختلاف سطح آنها باعث انگیزه بیشتری برای عموم آنها در رقابت درسی و اخلاقی می شد . اما در حال حاضر در عموم مدارس این وضعیت از بین رفته و یکنواخت شده است .

     

    آموزش غیر انتقادی و غیر عقلانی

     

    با وجود تغییراتی چند در نظام آموزشی و با وجود آشنایی با رویکردهای نوین آموزشی ، هنوز هم به طور کلی نظام آموزشی ما از پیش دبستانی تا دانشگاه حافظه محوری است . به این معنا که بر عنصر عقلانیت تأکید اساسی نمی شود . در همین راستا هم محتوای دروس بر نقد تأکید ندارند و هم معلمان ما به طور انتقادی تدریس نمی کنند . به سخن دیگر فلسفی اندیشیدن بر محتوا و روش ها حاکم نیست . احساسات بر ژرف اندیشی چیره است و بر روش های فلسفی تأکید نمی شود . در واقع به طور عمده این گونه آموزش را می توان آموزش سکوت نامید .

     

    امروزه آموزش فلسفه به کودکان در بسیاری از کشورهای جهان در حال انجام است . آموزش فلسفه به کودکان به سبب پرورش روحیه ی عقلانی ، ژرف اندیشی و تربیت مبتنی بر نقادی بنیاد نهاده شده است . این آموزش متمرکز بر روش های رشد فلسفیدن بوده و تکیه اساسی بر زندگی فیلسوفان ندارد . نظام آموزشی ایران بیش از هر زمانی به این رویکرد در نظر و عمل نیاز دارد .

     

    عدم جذابیت کافی مدارس

     

    وجود شادابی و جذابیت در مدارس از دو بعد قابل توجه و بررسی است . اخلاق و رفتار مدیران ، معاونان ، معلمان و دیگر کارکنان مدرسه ، چگونگی تدریس ، چگونگی محتوای درسی،اینها برخی از عوامل محتوایی جذابیت می باشند . شرایط فیزیکی مدارس ، امکانات ، حیاط مدارس ، وسایل ورزشی ، آزمایشگاه ، نور کافی و امثال اینها بعد فیزیکی جذابیت مدارس را ایجاد می کنند .

     

    آنچه در حال حاضر به نظر می رسد اینکه این دو بعد تا آن اندازه تأمین نشده اند که باعث شادابی و کشش دانش اموزان به مدارس شوند . به گونه ای که بعد از پایان کلاس ها بچه ها احساس می کنند از چهارچوبی همچون زندان رها شده اند . بدیهی است عدم جذابیت کافی مدارس خود به کمبود انگیزه معلمان ، کمبود بودجه برای فراهم سازی زمینه های جذابیت مدارس ، فضای نامناسب ، عدم استفاده از زمینه های هنری از جمله عواملی هستند که در عوض گرایش به مراکز آموزشی ، گریز از آنها را بیشتر می سازد . و نیز نباید فراموش کرد از عوامل بیرونی این مسئله نبود انگیزه کافی در دانش آموزان نیز می باشد ، عاملی که در اثر آینده مبهم برای آنها پیش آمده است . این آینده مبهم مربوط به شغل و آینده تحصیلی آنها در دانشگاه مربوط می شود . در حال حاضر دانش آموزان از دوره متوسطه اول ( راهنمایی ) متوجه می شوند که آینده تحصیلی آنها به طور حتم به مشاغل مناسب و درآمدزایی کافی نمی انجامد .

     

    عدم توجه کافی به انجمن اولیا ومربیان

     

    همبستگی اولیا دانش آموزان با اولیا مدرسه از دیرباز در نظام آموزشی در حد مناسبی نبوده است . این روند در حال حاضر نیز بهبود کافی نیافته است . سازمان انجمن اولیا نیز تلاش کافی در این زمینه به عمل نیاورده است ، هر چند نسبت به گذشته قابل قبول تر می باشد . اگرچه عدم وجود همبستگی شایسته انجمن اولیا و مربیان تنها به مسئولین نظام آموزشی برنمی گردد و بلکه به اولیا نیز مربوط می شود ، یعنی به کارآمدی خانواده و فرزند پروری آنها . اما در عین حال قدم اول را باید مسئولین نظام آموزشی بردارند .

     

    یکی از طرح های بسیار خوبی که چندین سال است که در حال اجرا می باشد ، طرح آموزش خانواده است . اگرچه این طرح هنوز هم در حد آرمانی خود نیست ، اما این طرح و طرح هایی شبیه به اینها هرچه بیشتر مورد توجه بوده و قرار گیرد به آرمان همبستگی اولیا خانه و مربیان مدرسه نزدیک تر خواهیم شد .

     


    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : آموزشی ,مدارس ,وجود ,نظام ,دانش ,آموزان ,نظام آموزشی ,دانش آموزان ,وجود دارد ,مدارس دولتی ,انجمن اولیا ,لحاظ پیشرفت تفاوت ,پیشرفت تفاوت فاحشی ,تحول آموزشی ایران ,محصول سالیان متمادی ,
    نگاهی بر علل ناکارآمدی نظام آموزشی

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر